|
چكيدهاي از كتاب خرافات وفور در زيارات قبور
نوشتة آيت الله علامه سيد ابو الفضل برقعي
یکی از بدعتهايي که هزاران بدعت
دیگر را به همراه خود داشته و بیشتر مردم ما به آن مبتلا گشته و عمر و مال
خود را در آن صرف کردهاند زیارت قبور و توجه به آن است كه در اين كتاب
مؤلف محترم به بيان اين بدعتها و خرافات پرداختهاست.
مؤلف در ابتدا يك سري مقدماتي
را مطرح كرده كه در آن به پرسشهاي مهم و زيربنائي ذيل با استناد به آيات
قرآن كريم جواب داد:
اول آنکه می پرسیم ارواح بزرگانی
چون پیامبران, اولیاء, صالحین و شهدا در کجا قرار دارند؟ در اعماق قبر یا
در بالای آن و یا در اطرافش؟ و آیا اصلاً از قبر و زیارت کنندگان آن با
خبرند یا خیر؟
دوم آنکه اگر هیچ تعلقی به قبر
نداشته باشند به گونه ای که در عالمی دیگر به سر می برند آیا از زیارت
کنندگان خود آگاه می شوند یا خیر؟
سوم آنکه اگر چنین پنداریم که
از حال زوار خود آگاه می شوند آیا میتوانند به دنیا برگردند و خواستههای
آنان را برآورده کنند؟
چهارم آنکه آگاهی آنان از درد و
رنج و بلاها و مصیبتهای مردم میتواند نفعی داشته باشد؟ و آیا از مداحی و
ذکر فضایل خود در زیارتنامهها خرسند می شوند یا خیر؟ و آیا میل دارند که
مردم در مقابل قبرشان با فروتنی ایستاده و هرچه بیشتر از ایشان تعریف و
تمجید کرده و به چاپلوسی بپردازند؟ و آیا کسی که خود صبر و تقوایی ندارد می
تواند با سخن گفتن از صبر و تقوای ایشان به نتیجهای برسد؟ و آیا کسی که
خود نمیتواند از جان و مال خویش در راه دین و جهاد بگذرد حال با ذکر جهاد
و شهادت این بزرگان کاری را از پیش می برد؟ و آیا کسی که خود دینش را آنچنان
که باید, خوب نمی شناسد و از کتاب و قانون آسمانی و الهی خود بیخبر است,
فایدهای در مداحی از علم و دانش آن بزرگان و امرشان به نیکیها و نهیشان از
بدیها هست یا خیر؟
پنجم آنکه آیا مردم وظیفه شان
این است که به نام دین به مداحی و تعریف از گذشتگان خود بپردازند؟
ششم آنکه آیا زینت دادن به قبور
و تعمیر آنها و ساختن گنبد و گلدسته و صحن و سرا, و وقف باغ و خانه و زمین
و مغازه برای مردگان و صرف درآمدشان جهت حفظ مقابرشان, شیوه ی پیامبران و
اولیا بوده, یا کار ستمگران و جباران و غارتگران؟!
پس از توضيح این مطالب،
مؤلف «آيت الله برقعي» به صحیح و
ناصحیح بودن و حق و باطل بودن زیارت پرداخت, و سند و متن روایات وارده در
زیارت را بررسی کرد. و در اين رابطه فرمود: ((لازم به ذکر است که هدف ما از
بیان این مسائل جداسازی خرافات مذهبی از حقایق دینی بوده تا مبادا این
خرافات و موهومات به نام دین به مردم عرضه شود)).
آنگاه مؤلف محترم متذكر شده: ((
اما پیش از پرداختن به این موضوع لازم است تصریح کنم که اینجانب از پیروان
امام متقین حضرت امیر المومنین علی عليه السلام؛ بوده و هستم, و اصول و
فروع دین آن بزرگوار را پذیرفتهام, ولی با کسانی که به نام آن حضرت و یا
با ادعای دوستی با او و فرزندان پاکش, دین اسلام را ویران کرده و اصول و
فروع اسلام و قرآن را با زیارتنامههای خرافی مورد بیاعتنایی قرار داده
مخالفم, و آنان را دوستدار علی عليه السلام؛ نمیدانم.)).
آيت الله برقعي در اينجا تاكيد
نمود كه : ((ما در پرداختن به موضوع این کتاب جز به کتاب خدا و سنت رسولش
صلى الله عليه وآله وسلم, و ادلهي عقلی استدلال نخواهیم کرد, در مورد
احادیث طبق دستور خدا و پیامبر و ائمه, احادیث مخالف با قرآن را از هر که
باشد نمیپذیریم, و هر حدیثی که موافق با قرآن باشد قبول کرده و بر چشم
میگذاریم.
خداوند قرآن را میزانی برای صحت
مطالب اسلامی قرار داده و آن را فرقان یعنی جدا کنندهی بین حق و باطل
نامیده است,. و در سـورة شـوری آن را میـزان بین صحیح و ناصحیح دانسته و
فرموده: ﴿ اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ ﴾
[الشورى/17] خدا است که کتاب را به حق و میزان نازل فرمودهاست. و همچنین
آن را در سورهی طارق فصل یعنی جدا کنندهی حق از باطـل خوانـدهاست و
فرموده: ﴿إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ﴾ [الطارق/13] همانا که آن کلام, جدا
کنندهی حق از باطل است)).
سپس مؤلف تمام روايات زيارات
قبوري كه علامه مجلسي در فصلي به نام كتاب «المزار» در كتاب معروفش «بحار
الأنوار» از كتابهاي گوناگون قديمي شيعه (مانند كامل الزيارات ابن قولويه و
بخش مزار از كتاب تهذيب شيخ طوسي، وكتاب مزار شيخ مفيد وغيره..) جمع آوري
نموده بود (وشامل حدود سه جلد از چاپ جديد بحار است يعني از ص 100 جلد 97
تا آخر جلد 99) بررسي نموده وجعلي بودن اكثريت قريب به اتفاق اين روايات
ثابت كرد.
و بالاخره آقاي برقعي پيش از
ختم کتابش، نگاهی به «زيارت جامعه» که بقول خود: در ميان عوام بلکه گروهي
از عالِم نمايان، از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار است، انداخته، و در اين
مبحث ثابت كرد كه اين زيارت عبارات شركآميزي و عقايد افراطي مانند رجعت و
بدگويي به خلفا دربردارد، و محال است از طرف أئمه هدى صادر شده باشد بلكه
يقيناً از جعليات مفوضه بوده كه به امام هادي عليه السلام چسپاندند،
مخصوصاً كه سند اين زيارت - به قول وي - ضعيف و فاسد چون مشتمل بر راوي
مهمل و مجهول و راوي غالي مي باشد.
|