فَـتْـحُ  البَـيَـان

فيما رُوِيَ عن عَلِيٍّع من تفسيرِ القرآن

 

شامل

 

آثارى از على عليه السلام در تفسير قرآن

به عربى و فارسى

 

 

لمؤلفه:

مصطفى الحسيني الطباطبائي

 

 


 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

 

 


 

 

عَلِيٌّ مَعَ القُرْآنِ والقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقَا...

الرسول الأكرم (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ)

 

علـى با قرآن است و قرآن با علـى ‌است هـرگز  از يكديگر جدا نخواهد شد...

 

إنَّ الكتَابَ لمَعِي، مَا فَارَقْتُهُ مُنْذُ صَحِبْتُهُ...                       الإمام على (ع)

 

كتاب خدا با من‌است، از لـحظه‌اى كه با آن همراه شدم، از آن جدا نگشته‌ام....


 

 

 

 

إنَّ عَلَى كُلِّ حقٍّ حقيقةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نوراً فما وافق كتابَ اللهِ فَخُذُوا به، و ما خالفَ كتابَ اللهِ فَدَعُوه.

الإمام أمير المؤمنين علي (ع)

(تفسير العياشي، ج1، ص8)

 

 

بر هر سخنِ دُرُسْتى، حقيقت و نورى (پرتو افكنده) است پس هر چه را كه با كتاب خدا (ميزان گفتارِ دُرُسْت) سازگار افتاد بگيريد و هر چه را با كتاب خدا ناسازگار آمد، واگذاريد.

امير مؤمنان على عليه السلام

 

 


 

پيشگفتار مؤلف
بنام خداوند بخشنده و مهربان

سپاس خداوند يكتا را كه نعمتهاي متوالي و الطاف پي در پي و آيات درخشنده و حجّت هاي بالغه از آن اوست، سپاسي كه با اداي آن، به آمرزش و سيع پروردگار نائل آييم و به خشنودي عظيم وي نزديك شويم و از مقام كبريايش در خواست مي‌كنيم تا بر محمّدِ مصطفي كه او را براي ابلاغ پيامها و تكميل آئين و اتمام نعمتش برگزيد و خاتم پيامبران و رحمت جهانيانش قرار داد لطف بيشمار ارزاني دارد و بر خاندان هدايتگر و راه يافته‌اش بويژه بر سرور مؤمنان و پيشواي پرهيزكاران عليِّ مرتضي عنايت بسيار فرمايد تا آن هنگام كه ستاره اي در آسمان بدرخشد و صبح و شام در پي يكديگر آيند و بعد:

خداي تعالي بر اين امّت منّت نهاد چون پيامبري براي ايشان فرستاد با خوي عظيم و بر او: "قرآني نازل فرمود بزبان عربي بدون هيچ انحراف و كژي، باشد كه پرهيز كاري نمايند" كتاب روشني كه: "خدا هر كس را كه از خشنودي او پيروي كند بدستاويز آن، به راههاي سلامت رهبري مي‌فرمايد و به توفيق خود آنانرا از تاريكيها بسوي نور بيرون مي‌برد و به راهي راست رهنمون مي‌شود"، "كتابي هماهنگ (با تأكيدهاي) مكرّر كه از (شنيدن) آن پوستهاي كساني كه از خداي خويش بيم مي‌كنند به لرزه در مي‌آيد سپس پوستها و دلهاشان بياد خدا نرم و آرام مي‌گردد" كه اگر خداي سبحان "آنرا بر كوهي نازل فرموده بود، مي‌ديدي كه از بيم خداوند به فروتني مي‌افتد و از هم مي‌پاشد" اين كتاب گرانمايه را خداوند بر پيامبرش فرو فرستاد تا مردم در آياتش انديشه كنند و اهل خرد از اندرزهايش پند گيرند چنانكه فرمود: "كتابي است خجسته كه آنرا بر تو نازل كرديم تا در آياتش تدبّر كنند و خردمندان از آن پند پذيرند"

از جمله كساني كه در اجراي فرمان خداوندش شتاب ورزيد و در اطاعت از مولاي خود بر ديگران پيشي گرفت علىّ بن أبي طالب A بود كه گوشي بس پندنيوش و ضميري بس انديشمند در برابر كلام و كتاب خدا داشت از همين رو محكمات قرآني را بخوبي شناخت و به متشابهاتش ايمان آورد و به امرش عمل كرد و از نهيش دوري جست و در راه تأويل (يعني به سرانجام رساندنش) با پيمان‌شكنان و سركشان به كارزار پرداخت چنانكه رسول خدا o در راه تنـزيل قرآن با هجوم كافران و دشمنان حقّ و عدالت مقابله نمود. آري علي A با اين روش، پس از رسول اكرم o پيشواي مفسّران گرديد بطوريكه پسر عمويش عبد الله بن عباس (رض) تفسير قرآن كريم را از او فرا گرفت و ديگر مفسّران از ابن عباس آموختند و در تفسير كلام الله بدو تكيه نمودند. البته همة آثار علي A در علم تفسير به ما نرسيده و جز بر رواياتي اندك و متفرّق همچون مرواريدهاي پراكنده، در كتابها دست نيافتيم و اين بنده از ديرباز آرزو داشت تا به ياري خداوند بزرگ به باز گفتن جايگاه امام علي عليه السّلام در پيشگاه قرآن و اهتمام وي به حفظ و جمع و قرائت و تفسير و تعليم آن پردازم و بخشي از نكته هاي تفسير و ظرائف تعبير علي A را در كتابي گرد آورم زيرا كه او براستي از فرمانروايان عرصة سخن و قهرمانان ميدان بلاغت است و نزد خود شرط كردم تا رواياتي را بر گزينم كه با منطوق و يا مفهوم قرآن سازگار باشند و آنچه را حديث‌سازان و اهل غلو آورده‌اند كه با ظاهر قرآن كريم هماهنگي ندارد ترك كنم زيرا كه نخستين معيار و مهمترين مقياس براي پذيرش روايات و آگاهي از اخبار صحيح، همين (موافقت با متن قرآن) است چنانكه از امامان نيك سيرت عليهم السلام به گونه‌اي متواتر نقل شده است(1). اما برخي از علماي تفسير در پي سختگيري نسبت به روايات تفسيري بر نيامده‌اند و آثار مزبور را از كساني گزارش كرده‌اند كه در نقل حديث، آنها را موثّق نمي‌شمرند و اين آسانگيري از آنرو صورت پذيرفته كه آنچه معمولاً راويان ايشان در توضيح الفاظ و واژه هاي قرآني آورده اند، زبان عرب بر درستي آنها گواهي مي‌دهد ولي شرطي كه نويسنده خود را بدان مقيّد ساخته ام يعني موافقت با ظاهر قرآن و هماهنگي با اسلوب و جريان آيات، از شرط آن گروه از علماي تفسير مطمئن تر است، بعلاوه ايندسته از دانشمندان سر انجام از كَلبى و مُقاتل و ضَحّاك و امثال اينها تفسير هاي خود را بر گرفته اند و نگارنده، از ربانيِ اين امّت و پيشوايي كه همه در بزرگي مقام و درجه والاي او اتفاق دارند يعني على بن أبي طالب A اقتباس نموده ام. همان بزرگمردي كه قرآن و دانش را از دهان مبارك خاتم پيامبران o فرا گرفت چنانكه خود وي به روايت تِرْمِذى در كتاب سنن فرموده: "چون من از رسول خدا o پرسش مي‌نمودم، او مرا (علم و حكمت) عطا مي‌كرد و چون خاموش مي‌شدم، او آغاز مي‌نمود(2)".

از خداوند بزرگ در خواست مي‌كنم اين كتاب را براي كساني كه از قرآن رهنمايي مي‌جويند و آنرا بر هر اثر ديگري بر مي‌گزينند، سودمند گرداند و مرا از انحراف و لغزش در گفتار و كردار محفوظ دارد كه او بهترين پشتيبان است.

 

 

مصطفي الحسيني الطباطبائي

8  آذرماه 1380 هـ ش

13  رمضان 1422 هـ ق

 

_                     _                    _


1- علي (ع) و قرآن

علي A از نويسندگان وحي نبوي و حافظان قرآن كريم بود. كتاب خدا در دلش جاي داشت و از اينرو مصداق آية شريفه شمرده مي‌شد كه مي‌فرمايد: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ (عنكبوت: 49) "بلكه قرآني آياتي روشن در سينه‌هاي كساني‌است كه دانش (الهي) بدانها داده شده‌است". اين آيات، در عمل و آموزش و فرمانروايي و پيكارهاي علي A تجلّي مي‌نمود چنانكه بخشي از تابشهاي قرآني را در زندگي امام A اينك به نظر خوانندگان محترم مي‌رسانيم:

1ـ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى در تفسيرش از سلسله راويان خود گزارش نموده و آنها از مَكْحوُل(3) آورده اند كه گفت:

رسول خدا o آية شريفة ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ (حاقّه: 12) را بر خواند كه مي‌فرمايد: "گوشهاي پند آنرا بخاطر مي‌سپارند"  سپس روي به علي A آورد و گفت: من از خداوند در خواست كرده ام كه گوش تو را آنچنان قرار دهد و علي A مي‌گفت: هيچ سخني را از پيامبر خدا o نشنيدم كه آنرا بدست فراموشي سپارم.

محمّد بن سعد در كتاب "طبقات كبري" از علي A آورده است كه فرمود:

سوگند بخدا هيچ آيه‌اي از قرآن نازل نشد مگر آنكه من مي‌دانم در چه مورد نازل شده؟ و در كجا آمده؟ و به زيان چه كس نزول يافته است؟ خداوندم مرا دلي بس خِرَدْوَرْ و زباني بس گويا عطا كرده است(4).

3ـ در قرآن كريم آيه اي را مي‌يابيم كه هيچكس از امّت اسلامي ـ جز عليّ بن ابي طالب A ـ بدان جامه عمل نپوشاند! ابن جرير طبرى در تفسير خود به گزارش از مجاهد(5)، آورده كه گفت عليّ بن ابي طالب A فرموده است:

در كتاب خداي عزّ و جل آيتي است كه هيچكس پيش از من بدان عمل ننمود و پس از من نيز عمل نخواهد كرد و آن آيه نجوي است كه مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾ (المجادلة: 12) يعني: "اي مؤمنان! چون خواستيد با فرستادة خدا به نجوي (يا سخن خصوصي) پردازيد، پيش از نجواي خويش (اهل فقر و نياز را) صدقه‌اي دهيد". اين دستور، بصورت حكمي واجب آمد و سپس وجوب آن برداشته شد(6).

4ـ ابن ابي داود سجستانى در كتاب "مَصاحِف" از ابن سيرين (7) آورده كه گفت:

چون رسول خدا o وفات يافت، علي A سوگند خورد كه رداي خويش را ـ جز براي نماز جمعه ـ بر شانه نيافكند (و از خانه بيرون نرود) تا قرآن را در مصحفي گرد آوَرَد و اين كار را به انجام رسانَد.

نويسنده گويد: محمّد بن اسحاقِ نديم مصحف علي A را در زمان خويش نزد ابو يَعْلي حمزة الحسنى ديده و در كتاب "فهرست" بدان گواهي داده است وما إن شاء الله، ترتيب نزول سوره ها را در مصحف مزبور بزودي خواهيم آورد.

5ـ علي A پس از حضور در مجلس عثمان و جمعي از ياران پيامبر o رأي عثمان را در بارة مصحف ها تصويب نمود چنانكه ابو جعفر طبرى در تاريخش از سُوَيْد بن غَفْلَه(8) گزارش كرده است كه: جز آنچه گوشهاي من از علي بن ابي طالب A شنيده و قلبم بخاطر سپرده حديث نمي‌گويم، من از علي A شنيدم كه فرمود:

نام "پاره كنندة مصحف‌ها" را بر عثمان منهيد كه سوگند بخدا او بدينكار دست نزد (و نوشته هاي مغلوط را از ميان نبرد) مگر در ميان گروهي از ما ياران محمّد o، و اگر من زمامدار بودم كاري را كه او در بارة مصحف‌ها كرد، من نيز مي‌كردم.

6ـ علي A به اصلاح نگارش قرآن اهتمام داشت چنانكه ابن شهر آشوب در كتاب "مناقب" آورده است:

زيد بن ثابت (از ياران پيامبر و نويسندگان وحي) چون واژة تابوت را (در آيه 248 سورة بقره) بصورت "تابوة" خواند امام فرمود: آنرا با تاء كشيده بنويس وزيد چنان كرد.

7ـ گفته‌اند فصيح ترين قرائت‌ها، قرائت عاصِم بن ابي النَّجود كوفي است كه او نزد ابي عبد الرحمن سُلَمى از ياران علي A قرآن را خوانده و ابو عبد الرحمن گفته است كه تمام قرآن را بر علي A خواندم.

8ـ عددشماريِ آيات قرآن به شمارش كوفيان، منسوب به امير مؤمنان علي A است كه آنرا از رسول خدا o شنيده. ابو علي طبرسى در تفسير "مجمع البيان" گويد:

استاد احمد زاهد در كتاب "ايضاح" با سلسه سند خود از سعيد بن مُسَيَّب(9) و او از علي بن ابي طالب A گزارش نموده كه فرمود: از پيامبر خدا o در بارة ثواب قرآن پرسيدم. رسول خدا o (خواندن و عمل كردن به) يكايك سوره هاي قرآن خبر داد بدان ترتيب كه از آسمان نازل شده بود (تا آنجا كه فرمود) پيامبر o چنين گفت كه: جميع سوره هاي قرآن، صد و چهارده سوره است و همه آيات آن، شش هزار و دويست و سي و شش آيه است و تمام حروف قرآن، سيصد و بيست و يك هزار و دويست و پنجاه حرف است و جز مردم سعادتمند كسي قرآن را فرا نگيرد و جز دوستان خداوندِ رحمن كسي قرآن را حفظ نمي‌كند.

9ـ علي A به مردم، قرآن را آموزش مي‌داد و آنان نيز قرآن را بر او مي‌خواندند تا قرائتشان را اصلاح كند چنانكه از زِرّ بن حُبَيْش(10) روايت شده كه گفت: قرآن را از آغاز تا انجام در مسجد كوفه بر امير مؤمنان علي بن ابي طالب A خواندم.

10ـ علي A به آموزش قاريان بسنده نمي‌كرد بلكه به تنهايي در بازارها براه مي‌افتاد و گمشدگان را رهنمايي مي‌كرد و ناتوانان را ياري مي‌نمود و بر فروشندگان و بقّالان كه مي‌گذشت، خواندن قرآن را بر آنان آغاز مي‌كرد و آيه ﴿تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ (القصص: 83) را بر ايشان مي‌خواند كه مي‌فرمايد: "آن سراي بازپسين را براي كساني قرار مي‌دهيم كه نمي‌خواهند در زمين به استكبار و تباهكاري پردازند و سر انجام نيك از آنِ پرهيزكاران است".

11ـ علي A در برابر دشمنان خود، از آيات قرآن دليل مي‌آورد چنانكه مورّخان، مناظرات او را با خوارج و ديگران ثبت كرده اند. از جمله ابو حنيفه دينورى در كتاب "اخبار طوال" مي‌نويسد: خوارج به علي A گفتند: ما در آن هنگام كه به حُكم دو تن داوَر راضي شديم در حقيقت به كفر گراييديم! ولي از اينكار بسوي خدا توبه نموديم، اگر تو نيز همانند ما توبه كني، به همراهت خواهيم بود و گرنه، بدان كه با تو پيكار مي‌كنيم و پيمان متقابل را بسويت مي‌افكنيم! علي A فرمود: آيا من بر كفر خود گواهي دهم؟! و سپس اين آيه را بر خواند: ﴿لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ (الأنعام: 56) " در آنصورت گمراه شده ام و از رهيافتگان نخواهم بود". آنگاه گفت: مردي از ميان شما كه او را بپسنديد نزد من تا با يكديگر گفتگو كنيم، اگر خطاي من با دليل ثابت شد، براي شما اقرار مي‌كنم كه گناه كرده ام و البته بسوي خدا توبه مي‌برم و چنانكه خطاي شما با دليل به اثبات رسيد، آنگاه از كسي بترسيد كه بازگشتتان بسوي اوست! خوارج، به يكي از بزرگانشان كه عبد الله بن كَوّاء نام داشت گفتند نزد علي A برو تا با وي مناظره كني. عبد الله بسوي امام آمد. علي A دو باره به خوارج گفت آيا از اينكه او با من محاجّه كند راضي هستيد؟ گفتند: خدايا تو گواه باش. سپس به عبد الله فرمود: اي پسرِ كَوّاء پس از آنكه شما به حكومت من رضايت داديد و بهمراهم كارزار نموديد و از فرمانم اطاعت كرديد، چه چيز شما را بر من خشمگين ساخت؟ چرا در روز جنگ جَمَل از من بيزاري نجستيد؟! ابن كوّاء پاسخ داد: در آنروز موضوع حكميّت (وشكّ تو در حقانّيت خود) بميان نيامد! علي A فرمود: اي پسر كوّاء، آيا من رهيافته‌ترم يا رسول خدا؟ ابن كوّاء پاسخ داد: البته رسول خدا o. علي A فرمود: آيا نشنيدي كه خداي عزّ و جل به رسولش فرمان داد كه: ﴿فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ (آل عمران: 61) يعني: "پس (به مخالفان خود از نصاري) بگو: بياييد تا پسرانمان و پسرانتان را بخوانيم و زنانمان و زنانتان را دعوت كنيم و خويشان نزديك خود و