فهميدن قرآن مبتني 
بر شناسائي اسباب نزول است

و دليل بر اين مطلب دو امر است:

1- اينكه مدار علم معاني و بيان(10) بر معرفت مقتضيات احوال است در حال خطاب از جهت نفس خطاب و گوينده و مستمع زيرا فهم كلام واحد در حالات مختلف مختلف است و بحسب مستمع تغيير ميكند و جهات خارجيه و قراين حاليّه و مقاليّه در فهم كلام مدخليت تام دارد مثلا كلمه استفهام يك لفظ است و معاني مختلف پيدا ميكند از تقرير و توبيخ و غير آن و مثلاً امر گاهي معنى اباحه و گاهي تهديد و تعجيز و اشياء آن را دارد و لفظ دلالت بر تمام مراد نميكند مگر بتوسط امور خارج از لفظ، و عمده آن مقتضيات احوال است، و هر حالي را نميشود نقل كرد، و هر قرينه‌اي در نفس كلام موجود نيست، و تا زمانيكه قراين و حالات معلوم نباشد فهم كلام ممكن نخواهد شد، پس معرفت اسباب نزول و شأن تنزيل آيات كه در چه مورد وارد شده‌است رفع اين مشكل را خواهد كرد و اين از مويدات فهم كتاب خداست.

2- ندانستن اسباب نزول انسانرا در شبهه و اشكال مي‌اندازد و نص ظاهر را مجمل ميكند و اختلاف در آن توليد ميشود و روايتي كه ابو عبيده از ابراهيم تيمي نقل ميكند مؤيد اين معنى است ميگويد:

عمر روزي باخود حديث نفس ميكرد و ميگفت چگونه امّت پيغمبر (ص) اختلاف ميكنند و حال اينكه پيغمبرشان يكي و قبله‌شان نيز يكي است؟! ابن عباس حضور داشت, گفت قرآن بر ما نازل شد و خوانديم و ياد گرفتيم و دانستيم كه در چه مورد نازل شده است, اما بعد از ما مردمي كه ميآيند نميدانند و همچنين درك نميكنند مقتضيات احوال چه بوده است, رأي خودشان را در فهم قرآن مدخليت ميدهند و اختلاف پيدا ميشود وقتيكه اختلاف شد بمقاتله و كشتن يكديگر ميپردازند, عمر وقتي اين كلمه را از ابن عباس شنيد غضب كرد و از نزد خود خارجش نمود, ابن عباس خارج شد عمر نظر كرد ديد ابن عباس صحيح گفته‌است ابن عباس را خواست و گفت آنچه را گفتي تكرار كن ابن عباس اعاده مطلب كرد, عمر كلام ابن عباس را فهميد و عجب كرد و بر اين مطلب از كتاب خدا شاهد بسيار است:

1- لفظ قنوت است كه معاني متعدد دارد از خشوع و عدم التفات و ذكر و غير اينها:

خداوند ميفرمايد: ﴿وَقُومُوا لِـلَّهِ قَانِتِين﴾ [البقره/238], ودر اينجا قنوت بمعنى سكوت و حرف نزدن نماز گزاران است بايكديگر. رسول اكرم (ص) ميفرمايد: ((إن هذه الصلاة لا يصح فيها شيء من كلام الآدميين إنما هي قرآن وتسبيح))، در اين نماز چيزي از كلام آدميين صحيح نيست, چون نماز قرآن و تسبيح است – پيش از نزول اين آيه نماز گزاران هنگام نماز تكلم ميكردند, اين آيه تكلم بايكديگر را در هنگام اداء نماز نهي فرمود پس فهم قنوت در اين آيه مبتنى بر دانستن سبب نزول است.

2- عمر، قدامه بن مظعون را والي بحرين كرد, جارود نزد عمر آمد و گفت قدامه شراب خورده و مست شده‌است عمر گفت شاهد قضيه كيست؟ جارود گفت ابو هريره. بعد عمر بقدامه گفت: حد خدا را بر تو جاري ميكنم قدامه گفت چگونه مرا حد ميزني و حال اينكه كتاب خدا ميان من و تو حاكم است؟ عمر گفت در كدام مورد از كتاب خدا حد از تو ساقط شده‌است؟ قدامه گفت خدا ميفرمايد: ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآَمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللهُ يُحِبُّ المُحْسِنِينَ﴾ [المائده/93](11).

من از مؤمنين بخدا و عاملين بشريعت مصطفى هستم با رسول خدا در بدر و احد و خندق بودم, پس از كساني هستم كه مصداق آيه اتقوا وآمنوا و احسنوا ميباشند. عمر گفت جوابش را بگوئيد. ابن عباس گفت اين آيه مباركه براي گذشتگان عذر است و بر سايرين حجت, عذر گذشتگان اينكه خدا را پيش از تحريم شراب ملاقات كردند و حجت برديگرانست كه مرتب اين امر شنيع نشوند. حقتعالى ميفرمايد: ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الخَمْرُ وَالمَيْسِـرُ وَالأَنْصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ [المائده/90].

3- شخصي نزد ابن مسعود آمد و گفت مردي را در مسجد ديدم كه قرآن را به رأي خود تفسير ميكرد و آيه مباركه ﴿فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ. يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ. رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا العَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ﴾ [الدخان/10-12](12) را بدين قسم تفسير ميكرد كه روز قيامت دودي خلايق را احاطه ميكند و همگي مبتلا بزكام ميشوند, ابن مسعود گفت كسي كه چيزيرا ميداند بگويد و نميداند نگويد, خدا ميداند اين آية مباركه در مورد خاصي نازل شد و آن اين بود كه رسول اكرم قريش را نفرين كرد كه خداوند بقحط و غلاء مبتلايشان كند و دعاي پيغمبر مستجاب شد و قريش مبتلا بقحط و مشقت سختي شدند كه استخوان ميخورند و از بدبختي و مصيبت زياد شخص وقتي نظر بآسمان ميكرد ميان خود و آسمان دود تاريكي ميديد و اين آيه مباركه خبريست كه حق تعالى به پيغمبرش داده‌است – معنى اين آيه: منتظر باش اي پيغمبر روزي كه بياورد آسمان دود ظاهر و هويدا كه فراگيرد و احاطه كند مردمرا, بعد از مشاهدة آن گويند: اينست عذاب دردناك پروردگار ما، از ما عذاب را دور كن كه ما گروندگانيم. وبعد از ابتلاي بعذاب نزد پيغمبر سوگند خوردند كه بعد از رفع عذاب ايمان ميآوريم. پيغمبر دعا كرد و عذاب رفع شد اما مشركين بر شرك خود باقي ماندند.

 

فهم قرآن محتاج بشناختن احوال عرب در آن عصر مي‌باشد

و چون ثابت شد كه بايد متدبر در قرآن اسباب نزول را بداند لازم است كه بر حالات عرب از گفتار و كردار و عادات آنان كاملا مطلع باشد چون قرآن بزبان عرب نازل شده و قوم عرب را مخاطب ساخته است, از آنجائيكه بدون اطلاع از حالات عرب فهم بعضي از آيات مشكل است در شك و شبهه خواهد افتاد و ما چند شاهد از قرآن در اينجا ذكر ميكنيم.

1- ﴿رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا﴾ [البقره/286].

از ابو يوسف منقولست كه اين آيه در مورد شرك نازل شد, چون مردم تازه مسلمان بودند و عادت بشرك داشتند هر وقت ميخواستند اراده توحيد كنند در شرك واقع ميشدند مثلاً در شدايد و تقلب احوال نسيان و خطا كرده و غير خدا را ندا مينمودند, پس خطاء و نسيان مذكور در اين آيه مورد شرك بخدا است.

معنى آيه: پروردگارا ما را بعقوبت مگير اگر فراموش كرديم يا خطايم نموديم و بي قصد مرتكب گناه شديم.

2- ﴿ يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ﴾ [النحل/50](13) و ﴿أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ﴾ [الملك/17](14)، وشبيه اين آيات.

چون مشركين غير از خداي جهان خداياني در زمين قايل بودند اگرچه معترف بربوبيت حقتعالي هم بودند, اين آيات اختصاص داد خدا را بفوق براي اينكه آگاه كند خدايان زمين خدا نيستند و لفظ فوق و من في السماء نميخواهد براي خداوند اثبات جهت فوق كند.

3- ﴿وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى﴾ [النجم/49]، يعني همانا او پروردگار ستارة شعري است. تعيين اين كوكب براي اين بودكه ابو كبشه قبيله خزاعه را بعبادت ستارة شعري دعوت كرد و عرب غير از شعري ستارة ديگري نپرستيد.

 

 

(10) علم معاني و بيان علاوه بر اينكه كلام عرب از آن فهميده ميشود اعجاز قرآن بدان شناخته ميشود.

(11) آورده‌اند كه چون آيه حرمت نازل شد بعضي از صحابه گفتند يا رسول الله ! حال برادران ما كه شراب خوردند و اكنون مرده‌اند چون باشد؟ اين آيه نازل شد: بر آنانكه ايمان بخدا آورده و عمل شايسته كردند گناهي نيست از آنچه خورده‌اند و برايشان حرام نبوده و بر زندگان كه پيش از نهي شراب خوردند گناهي نيست اگر پرهيز كنند و ثبات ورزند برايمان و اعمال صالحه كنند پس پرهيز از محرمات كنند و ايمان بياورند بتحريم آن پس ثابت و مستقر باشند بر تقوى و احسان كنند و خداوند نيكو كاران را دوست دراد.

(12) اي گروه مؤمنان شراب و قمار وبتها وسنگهائيكه بر آن قرباني ميكنند و تبرهاي اقداح پليد است و از عمل شيطان, دوري كنيد از اينها شايد رستگار شويد.

(13) يعني ملائكه از عذاب پروردگارشان كه در فوق ايشانست ميترسند.

(14) آيا از كسانيكه در آسمانست ايمن شديد كه فرو فرسند بر شما بادي ياريگ ريزه پس زود بدانيد بيم كردن من چگونه بود

(15) يعني امروز كامل كردم براي شما دين شما را و تمام كردم نعمت خود را بر شما.