توحيد قرآن
مردم از توحيد جز توحيد ربوبيت نميدانند و آن عبارتست از اينكه اقرار نمايند باينكه خدا آفرينندة همه اشياء است و اين توحيد را مشركين و بت پرستان نيز معترفند چنانگه در قرآن مجيد ميفرمايد:
﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللهُ..﴾[لقمان/25] اگر از آنان بپرسي كيست آنكه آسمانها و زمين را بيافريد؟ هر آينه خواهند گفت خدا است. ونيز ميفرمايد: ﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاَّ وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴾ [يوسف/106] بيشتر آنان بخدا ايمان نياوردهاند مگر آنكه مشرك هستند.
و اما توحيدي كه خداوند بندگان خود را بآن امر فرمود توحيد الوهيت ميباشد كه متضمن توحيد ربوبيت نيز هست و آن عبارت از اينستكه تنها خدايرا بپرستند وشريكي براي او قرار ندهند تا اينكه دين تنها براي خدا باشد و از كسي جز او نترسند و كسي را جز او نخوانند و خدا محبوبترين چيزها براي بنده باشد و دوستي بندگان و دشمني آنان براي رضاي خدا باشد، عبادت تنها براي خدا كنند و توكل بر خدا نمايند و چون عبادت جمع ميان حب و كوچكي نسبت بمعبود ميباشد بايستي پرستش خدا كاملترين حبها و منتهاي تذللها را دربرداشته باشد بايد بندگان روي از او برنگردانند و شريك براي او قرار ندهند و كسي را جز او وليّ و شفيع نشناسند.
و اين توحيد در بيشتر مواضع از قرآن ذكر شدهاست و قطب وحي قرآنست و ما رسالهاي در اين باب نوشتهايم و مراتب شرك را گوشزد نمودهايم، قارئين را بآن كتاب حواله ميكنيم و از خداوند متعال اجر ميخواهيم و در اينجا بطور اشاره ذكر ميكنيم.
و اين توحيد در الوهيت و عبادت متضمن توحيد در دانش و گفتار و توحيد در اراده و كردار ميباشد.
توحيد در دانش و گفتار در سوره مباركه اخلاص بيان گرديدهاست خداوند ميفرمايد: ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ (1) اللهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3) وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ﴾ [الإخلاص/1-4]. بگو او خداي يگانهاست خداوندي است منزه كه قصد و توجه همه بسوي وست. نزائيده و زائيده نشدهاست. و كسي با او همتا نيست.
توحيد در عبادت واراده و كردار در اين سوره مباركه ذكر شده است: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الكَافِرُونَ (1) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (2) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (3) وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (4) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (5) لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ﴾ [الكافرون/1-6] بگو پيغمبر اي كافران آنچه را كه ميپرستيد نميپرستم و شما هم آنچه را كه ميپرستم نميپرستيد و من آنچه را كه پرستيديد نه پرستيدم و شما هم آنچه را كه ميپرستم نپرستيديد دين شما براي شما و دين من براي من است.
توحيد نخستين شامل اثبات صفات كمال براي خدا ميباشد و اين معني با اثبات اسماء حسني تمام ميشود و دومي متضمن اخلاص دين براي رب العالمين ميباشد.
چنانگه خداوند ميفرمايد ﴿وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ﴾ [البينه/5] يعني: مأمور نشد مگر از بهر آنكه خدايرا پرستش كنند و دين را بهر او خالص گردانند.
توحيد نخستين برائت و دوري جستن از تعطيل است و دومي دوري از شرك.
تعطيل نظير اينكه ابراهيم در بارة خداي عالم با قوم خود استدلال كرد و اما شرك داراي امثله فراواني است و وجود آن در ميان ملل بسيار است و مشركين دشمن جميع انبياء ميباشند و در ميان دشمنان شيخ الانبياء حضرت ابراهيم و ختمي مرتبت (صـ) معطّله و مشرك هر دو بودند ولي معطّلة محض خيلي كم بودند و آنان كساني هستند كه تعطيل در ذات خدا را قايلند، اما كسانيكه تعطيل را در صفات كمال الهي ميدانند عدة زيادي هستند و تعطيل در صفات مستلزم تعطيل در ذات ميباشد.
و هر كس برسول خدا و ائمه هدي و اصحاب آن بزرگوار نزديكتر باشد بكمال توحيد و ايمان و عقل و معرفت نزديكتر خواهد بود و هر كس از آنان دورتر باشد از صفات مذكور دورتر است.
و مردم را در اثبات توحيد در الهيت و فاعليت مسالك مختلف است و در كتب قوم از فلاسفه و متكلمين مشروحاً ذكر شدهاست و چون مبناي رساله بر بيان ادله قرآنست ما در اينجا از ادله فلاسفه و متكلمين اعراض ميكنيم و قارئين را حواله بكتب مدونه در اين باب مينمائيم و صرفاً دليل قرآن بر توحيد در فاعليت خالق جهانرا ذكر ميكنيم. |